دانش زیست بوم شناختی امروزه با بهره گیری از تمامی دسهاورهای علمی، اقتصادی و اجتماعی خود را ها سطح بالا ترین قوانین جهانشمول ارهقا داده است. این دانش به ما می گوید که چگونه با اعمال مدیریت های غیرعلمی و ناکارآمد می توان یک زیست بوم را به کلی نابود ساخت و یا در مقابل با یاری جسهن از کار کارشناسی و علمی و اعمال مدیریت صحیح بر منابع، آن زیست بوم را فعال و پویا حفظ کرد.
تجربه هلخ چند دهه اخیر نشان می دهد که در غیاب مدیریت علمی، منابع طبیعی چگونه سیر قهقرایی به خود گرفته اند بسیاری از عرصه های طبیعی کشور رو به نابودی نهاده است. طبیعت نابسامان منابع طبیعی در کشورمان ایران همیشه یکی از مهم ترین نگرانی هایی است که ذهن طرفداران و کارشناسان محیط زیست را به خود مشغول ساخته است. جبهه سبز ایران (صلح سبز) به عنوان یک هشکل زیست بوم گرا، همواره نگرانی های خود را از نبود مدیریت یکپارچه و علمی بر منابع طبیعی کشور اعلا م کرده و ها حد توان خود کوشیده است ها با طرح مفاهیم نظری در این حوزه به تغییر نگرش جامعه کمک نماید. این مقاله که توسط یکی از اعضای این هشکل به مناسبه هفته منابع طبیعی نگاشته شده است سعی بر آن دارد که وضعیت کلی جنگل های ایران را در چند دهه اخیر به هصویر درآورد. سرنوشه جنگل های ایران یک هراژدی تمام عیار زیست محیطی است. روند تخریب و تبدیل روبه گسترش جنگل های کشور، آینده این زیست بوم حیاتی را در هاله ای از ابهام فرو برده است. فقر نظر نسبت به سازه های طبیعی، بی ثباهی و تغییرات پی درپی در نظام مدیریت ضعیف جنگلداری کشور باعث شده است که نهوانیم بین بهره برداری از جنگل و حفظ آن هماهنگی ایجاد کنیم.
تاریخچه جنگلداری در ایران به سال ۱۲۹۸ برمی گردد. در این سال اولین نهاد مهولی جنگل به نام «دفهر یا دایره جنگل» تشکیل شد. دفهر جنگل در سال ۱۳۰۰ به «بنگاه جنگل» تغییر نام یافت. بعد از آن«اداره مستقل جنگلبانی» در سال ۱۳۲۲، «سازمان جنگل ها و مراهع کشور» در سال ۱۳۴۱، «وزارت منابع طبیعی» در سال ۱۳۴۶، «سازمان جنگل ها و مراهع» در وزارت کشاورزی و عمران روستایی، ... «سازمان جنگل ها و مراهع کشور» در وزارت جهادسازندگی در سال ۱۳۷۰ و سرانجام «سازمان جنگل ها و مراهع کشور» در جهاد سازندگی آخرین نهاد مسیول اداره جنگل بوده است. تغییر و هحول پی درپی در نظام اداره جنگل لطمه های زیادی به برنامه ریزی و اتخاذ تدابیر حفاظتی و احیای جنگل های کشور وارد کرده است. در طول ۴ دهه گذشته هرگز تصمیم گیران و مدیران جنگلبانی به جز یک دوره بسیار کوتاه، تخصص جنگلبانی نداشته اند. بعد از وقوع انقلا ب به طور متوسط هر ۵/۱ ها ۲ سال یک رییس جنگل بانی آن هم با تخصص کشاورزی داشته ایم. درباره میزان و وضعیت جنگل های کشور بین مدیران و نهادهای مختلف کشور ازجمله سازمان جنگل و مراهع کشور و سازمان حفاظت محیط زیست اخهلا ف نظر شدیدی وجود دارد. در پروژه تدوین «اسهراهژی ملی محیط زیست و توسعت پایدار» که در سال ۱۳۷۲ توسط سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان برنامه و بودجه، بانک جهانی و برنامه عمران سازمان ملل مهحد انجام شد، میزان جنگل های کشور در حال و گذشته به این صورت آورده شده است:
ـ سرانه چوب جنگل برداشت شده (مجاز و رسمی) ۰۳/۰ متر مکعب است.
ـ سرانه چوب و کاغذ (جنگل، سرشاخه های باغی، صنوبر کاری، باگاس نیشکر و چوب و کاغذ وارداهی) ۱۴/۰ مهرمکعب است. این میزان در کشورهای درحال توسعت حدود ۴/۰ مهرمکعب ا سه.
▪ هشدار
بر این اساس زیست بومی جنگل های کشور به طور متوسط ۶/۲۱ مرهبه نسبت به گذشته کاهش یافته است که این امر بیانگر عمق فاجعه تخریب سیستم های حیاتی کشور است در این گزارش آمده است: اگر سیاست های اتخاذ شده و انجام یافته را جمع بندی کنیم، ملا حظه می شود که با ۳۰ سال تلاش و سرمایه گذاری در جنگل های شمال، ۱۳۴۱ الی ۱۳۷۲) زندگی معیشهی روستاییان و جنگل نشینان، تقریبا هنوز به حال خود باقی مانده است و در مواردی نیز به صورت جنبی تحت تاثیر اقدام های اصلاحی قرار گرفته است. حاصل عملیات جنگلداری، تهیه طرح های فنی جنگلداری در وسعت هقریبی ۱/۱ میلیون هکتار از جنگل های تجاری شمال کشور، احداث حدود ۳۰۰/۴ کیلومهر راه جنگلی، جنگلکاری در وسعتی حدود ۰۰۰/۱۹۰ هکتار و امکان برداشت چوب آلا ه به میزان حدود ۲ میلیون متر مکعب در سال است. باید اذعان کنیم که ضمن هلا ش و سرمایه گذاری های سنگین، بسیاری از ملاحظات فنی و زیست محیطی در عملیات انجام یافته فوق الذکر، رعایت نشده است. در گزارش دیگری که توسط سازمان برنامه و بودجه تهیه شده است. «در رابطه با تخریب جنگل ها و سرعت بسیار زیاد آن، تقریبا تمامی دانش پژوهان و محققان داخلی و خارجی مهفق القول اند. آنچه را بر آن اتفاق نظر نیست، وسعت و کیفیت آنها در حال حاضر در مقاطع گوناگون دیگری از تاریخ کشور است.» در این گزارش میزان مساحت و مقدار تخریب سالانه براساس منابع داخل و خارج اعداد متفاوتی را بیان می کند. سازمان خواروبار کشاورزی جهانی مساحت پوشش گیاهی کشور را ها پایان سال ۱۹۸۰ میلادی جمعا ۰۰۰/۰۴۳/۱۸ هکتار برآورد کرده است که از این مقدار ۰۰۰/۷۹۳/۳ هکتار جنگل و بقیه مشهمل بر درخه زارها، بیشه زارها و بوته زارها است. بدین ترتیب در سال مزبور فقط حدود ۵/۱۰ درصد از وسعت ایران دارای پوشش گیاهی چوبی بوده است. آمارهای ذکر شده دیگر مربوط به «مهدی دهقان» است. دهقان در گزارش منتشره خود تحت عنوان «بررسی وضعیت روند تخریب و احیای جنگلهای کشور» که از طریق مدیریت امور کشاورزی و منابع طبیعی سازمان برنامه و بودجه منهشر شده است، آمارهای مربوط به این زیست بوم با ارزش و آسیب پذیر کشور را چنین اعلا م داشته است : سطح کل جنگل ها و بیشه زارهای ایران در سال ۱۳۷۱حدود ۱۰ میلیون هکتار بوده است و سالانه بیش از شصه هزار هکتار از جنگل های شمال و ۲۵۰ هزار هکتار از جنگل ها و بیشه زارهای جنوب و غرب کشور که کلا بالغ بر ۰۰۰/۳۱۰ هکتار در سال می گردد، تخریب شده است. اگر آمار FAO را ملا ک قرار دهیم و آمار دهقان را در مقطع زمانی ۱۳۷۱ بپذیریم، درخواهیم یافت که سالانه بیش از ۰۰۰/۶۷۰ هکتار از جنگل ها و بیشه زارهای کشور به علت تخریب از دسترس مان خارج شده است. روند احیا طبق گزارش آقای دهقان به صورت زیر است. از سال ۱۳۳۹ ها سال ۱۳۶۶ به مدت ۲۶ سال ۰۰۰/۱۱۵ هکتار با میانگین سالانه ۴۲۵/۴ هکتار جنگل ایجاد شده است. کل این میزان فقط کمی بیش از ۳۷ درصد تخریب یکساله است ولی باز هم چنانچه از آمار FAO استفاده شود کل احیای ۲۶ ساله، کمتر از ۲/۱۷ درصد تخریب یکساله خواهد بود.
▪ هشدار
فاجعه زمانی قابل هصور است که بدانیم جنگل در مقایسه با کشهزارها، علفزارها و خارسهان های کویری به ترتیب بیش از ۱۰۰ درصد، ۱۶۸ درصد و ۵۰۰/۱ درصد مناطق یادشده تولید انرژی خالص اولیه کند. به عبارت دیگر در حالی که هر متر مربع جنگل معهدل قادر است سالانه ۸۰۰/۵ کیلوکالری تولید خالص داشته باشد، کشهزارهای مصنوعی و انسان ساخت ۷۰۰/۲ کیلوکالری در هر مهرمربع و خارسهان های کویری فقط ۳۶۰ کیلوکالری در هر متر مربع در طول یکسال تولید کنند.
جالب است بدانیم کشوری که به سرعت در حال بیابانی شدن است، از نگاه مورخان و جغرافیدانان چه وضعیتی داشته است:
پروفسور دوپلانول جغرافیدان فرانسوی، ایران باستان را سرزمینی پوشیده از جنگل ها و بیشه زارها دانسته است. مورخان معهقدند که یکی از مشکلات عبور لشکریان اسکندر مقدونی، وجود جنگل های انبوه بوده است. به عنوان مثال، از اصفهان ها دزفول چنان پردرخه بوده است که از راه های باریکه جنگل دو نفر همراه با هم قادر به عبور نبوده اند .
بوبک جغرافیدان آلمانی که نخستین نقشه پوشش گیاهی ایران را در سال ۱۳۳۰ تهیه کرده است، مینویسد: مساحت جنگل های ایران در حدود ۶/۱ مساحت جنگل های پیشین است.
● جنگل های شمال کشور و روند تخریب آنها
طبق گزارش FAO در سال ۱۹۶۰ میلادی، سطح جنگل های شمال ۶/۳ میلیون هکتار بوده است. عکس های هوایی انجام شده در سال ۱۳۳۷، مساحت جنگل های شمال را ۴/۳ میلیون هکتار نشان داده است. آماربرداری سال ۱۳۶۴، از جنگل های خزری، کل این جنگل ها را ۹/۱ میلیون هکتار تعیین کرده که تنها ۲۲ درصد آن از جنگل انبوه با بیش از ۳۵۰ متر مکعب چوب در هکتار پوشیده شده است. بررسی های بیشتر نشان می دهد که ها یک قرن پیش این جنگل ها عمدها بکر و دست نخورده بوده است. آمارها درباره وضعیت جنگل های شمال که توسط سازمان حفاظت محیط زیست انتشار یافته است ( فروردین ۱۳۸۳) نشان می دهد که مساحت جنگل های شمال در طول دو دهه گذشته ۱۷ درصد کاهش یافته است. در این مدت استان های گلسهان با ۲۷ درصد، گیلان ۲۲ درصد و مازندران با ۲۱ درصد کاهش جنگل روبه رو بوده است. بنابر اعلام سازمان حفاظت محیط زیست، عدم توجه به ارزش های زیست محیطی و هنوع زیستی، عدم ساماندهی صحیح مراکز جمعیت و مشاغل داخل و حاشیه جنگل، بهره برداری های مجاز ولی بی رویه، غیراصولی و کم زمان، بهره برداری های غیرمجاز و قاچاق، نبود هماهنگی و نظارت کافی در مدیریت و بهره برداری خارج از ضوابط زیست محیطی از معادن داخل جنگل ، جاده سازی بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی (بیش از ۶ هزار کیلومهر)، واگذاری های بدون برنامه در داخل جنگل و تغییر کاربری اراضی جنگلی به دلیل بورس بازی و ... از عوامل کاهش مساحت جنگل های کشور است. بوبک در سال ۱۳۳۰ برآورد کرده است که در مناطق پست کناره های دریای خزر، فقط ربع مساحت اولیه حفظ شده است.
براساس نظریه وی، در آن زمان در مناطق مرهفع کناره ای دریای مازندران که یک چهارم از جنگل های بکر را تشکیل می داده است، یک چهارم تخریب و یک دوم کاملا از بین رفته است. امروزه از جنگل هایی که روزگارانی جلگه های گیلان و طوالش به وسعت ۳۶۰ هزار هکتار را می پوشانده، اثری بر جای نمانده است و از جنگل های جلگه ای مازندران به جز مساحت اندکی که به صورت ذخیره گاه جنگلی، پارک جنگلی و اثر طبیعی ملی اداره می شود، بقیه هماما از بین رفته و به اراضی مزروعی، ساختمان ها و تاسیسات مسکونی و صنعتی و ... تبدیل شده است. جنگل های کوهسهانی این مناطق نیز اکنون تحت شدیدهرین فشارهای تخریبی قرار دارد. آمارهای سازمان جنگل ها و مراهع حاکی از آن است که دام های محدوده جنگلی شمال کشور به حدود ۷۹۷/۵ هزار واحد دامی بالغ می شود و این در حالی است که بیش از ۴۳۷ هزار هکتار اراضی کشاورزی، حاصل از قطع درخه در دل جنگل وجود دارد و سالانه بیش از ۷۷ هزار هکتار دیگر تحت آیش است و مهم هر آنکه میزان مصرف چوب برای هیزم حدود ۰۰۰/۸۷۶/۲ مهرمکعب و برای ساخهن اصطبل بیش از ۸۴ هزار متر مکعب است...
..........
(متن این مطلب 11 صفحه می باشد. برای مطالعه و استفاده از متن کامل، فایل پیوست همین پست را دریافت نمایید.)